مدح و منقبت حضرت امام رضا علیهالسلام
دلم بود و حرم بود و امامم بود و تنهایی حرم كعبه، حرم قبله، عجب احرام زیبایی سه کنج دنج یک حجره تماشا داشت اوج او دلم را کرد اقـیـانوس مـوسیـقی موج او دو رکعت گریه سر کردم، دو رکعت خاک گل کردم دو رکعت با تمام سنگهایش درد دل کردم لباس اشک آمـاده، سـرم از شـرم افـتاده تمام سنگ فرش او برایم مُهر و سجاده زیارت نامه میخواندم، دلم گرم زیارت شد نگاهم خورد بر قبرش، نمیدانم؛ جسارت شد؟ به پای پنجـره فـولاد دل روی دل افتاده گذار کـشتی طوفان زده بر ساحل افتاده نفس پشت نفس، ایوان به ایوان سیر میکردم دلم را پر ز عشق او، تهی از غیر میکردم تمام صحنها را مست بوی عود میدیدم پریدم ناگهان از خواب، رؤیا بود میدیدم دوباره چشم را بستم، دوباره جستجو کردم تمام خواب را از رد پا تا صحن بو کردم کبوترهای نامهبر هزاران دل به پا بسته شکـسته خسته میآیند پابـوس تو پیوسته پرو بالی به دل دادم، کبوتر شد پرید آقا به پایش نامهای بستم به سویت پركشید آقا به سبك مردم تهران، به سبك كوچه بازاری نوشتم دوستت دارم، نوشتم دوستم داری؟ دلم خورشید میخواهد، هوای گنبدت کرده دوباره نور میبیند، هوای مشهدت کرده کبوتروار میآیم، به آب و دانهای دلخوش عطش دیده، ترک خورده، به سقاخانهای دلخوش برایت شور میخوانم، چه شیرین است نام تو نمیخواهم رهایی را عجب دامیست دام تو بیـابانهای تو لبریز از آهو شده ضامن کلاغ از لطف چشمان ملیحت قو شده ضامن ز گوشه چشم تو شیر از میان پردهاش پا شد دو چشم آهو از وقتی به تو افتاد زیبا شد زلیخای تو یوسفها و مجنون تو لیلاها غلام حـلقه در گوش شما هستند مولاها نمیخواهم، نمیخواهم، نمیخواهم، نمیخواهم به غیر از تو كسی را لحظۀ مرگم نمیخواهم |